عباس اقبال آشتيانى
423
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
دگر كريم چو حاجى قوام « 1 » دريادل * كه نام نيك ببرد از جهان بدانش و داد دگر مربى اسلام مجد دولت و دين « 2 » * كه قاضيى به از او آسمان ندارد ياد نظير خويش بنگذاشتند و بگذشتند * خداى عز و جل جمله را بيامرزاد . بعد از تسخير فارس و عراق امير مبارز الدّين بعزم تسخير آذربايجان افتاد و به اين خيال در ابتداى سال 758 باصفهان آمد و سلطان شاه والى اصفهان و دستگيركنندهء شيخ ابو اسحاق اگرچه در پذيرائى و احترام موكب او به نهايت درجه سعى كرد چون امير مبارز الدّين را نسبت به او به علت تصرف مقدارى از مال عراق ظنين نموده بودند با او بتند خلقى رفتار نمود و سلطان شاه را از خود رنجاند سپس ايلچيانى از تبريز رسيدند و به او خبر دادند كه جانى بيك بتبريز آمده و ملك اشرف چوپانى را كشته است و امير مبارز الدّين را طلبيده است كه بتبريز بيايد و برتبهء يساولى خان برقرار شود . امير مبارز الدّين ايلچيان جانى بيك را به خشونت جواب گفت و در اين ضمن به او خبر رسيد كه جانى بيك وفات يافته و اخى جوق حكمران تبريز شده است و ميان فرزندان جانى بيك اختلاف افتاده . امير مبارز الدّين به عجله به طرف آذربايجان حركت نمود و چون خبر لشكركشى او به آخىجوق رسيد با 30000 سوار به جلوگيرى او آمد . فريقين در ميانج روبرو شدند امير مبارز الدّين و شاه شجاع و شاه محمود دو پسر و شاه يحيى نوادهء او به جنگ با لشكريان اخىجوق پرداختند . امير مبارز الدّين و شاه يحيى كه پانزده سال بيش نداشت دشمن را مغلوب كردند ولى يك قسمت از ايشان سپاهيان شاه محمود را از پا درآوردند و بنهء او را به غارت بردند و چون قشون اخىجوق
--> ( 1 ) - حاجى قوام الدين حسن تمغاجى در عهد خاندان اينجو در فارس سمت مأموريت و محصلى ماليات ديوانى داشت و او عايدات فارس را روزى 000 ، 10 درهم در ضمان خود گرفته بود . و اين همان كسى است كه حافظ در حق او گفته : درياى اخضر فلك و كشتى هلال * هستند غرق نعمت حاجى قوام ما . وفات حاجى قوام در 754 اتفاق افتاده است . ( 2 ) - مقصود قاضى مجد الدين اسماعيل بن محمد بن خداداد قاضى شيراز است كه در نزديك افراد خاندان اينجو به عزت تمام مىزيسته و مدرسهاى در شيراز بنا كرده بوده است بنام مدرسه مجديّه كه در آنجا تدريس مىنموده و ما سابقا حكايت او را با سلطان محمد خدابنده نقل كرديم ( رجوع كنيد به صفحهء 318 ) وفات او بتاريخ سهشنبه 12 رجب سال 756 اتفاق افتاده ، خواجه حافظ در تاريخ فوت او مىگويد : مجد دين سرور سلطان قضا اسماعيل * كه زدى كلك زبانآورش از شرع نطق ناف هفته بد و از ماه رجب ثانى عشر * كه برون رفت از اين عالم بىوضع و نسق كنف رحمت حق منزل وى دان آنگه * سال تاريخ وفاتش طلب از « رحمت حق »